خودم جانم!من به تو یک زندگی پر از عشق و لذت و زیبایی بدهکارم و دارم نهایت تلاشم را میکنم تا تو را به همان چیزهایی که همیشه دوست داشتی، نزدیکتر کنم. دارم تلاش میکنم فردای تو از امروزت بهتر باشد و
میدانم گاهی هیچ نقطهای برای پایان رنجها نیست و گیر میکنی میان سطری بلاتکلیف و آماسیده از درد،میدانم گاهی بغض و تردیدِ از بهبود، گلوی امیدواریات را میفشارد، میدانم گاهی عمیقاً غمگین میشوی ا